تبليغاتX
مهدی313

مهدی313

ای به پا کننده ی ...آتش!

ای بپاکننده آتش بر در خانه ی فاطمه علیه السلام آهسته تر فریاد بزن!

می دانی پشت این در چه کسی آمده است؟! جمعیتی که همراه آورده ای باعث وحشت بانویی می شود که محسن علیه السلام همراه اوست!

به همراهانت بگو ساکت باشند که ناموس خدا در خانه است ،و عزیزان پیامبر صلی الله علیه وآله کنار اویند!

هیزم آورده اید!اینجا کجاست؟چرا آ«ها را کنار دیوار خانه می چینید؟

سکوت علی علیه السلام اینچنین آتش غصب شمارا بر افروخته است!

شعله های سوزان قلب سوخته ی علی وزهرا علیه السلام –که در این خانه اهند –برای گدازشان کم بود،که از بیرون نیز آتش می افروزید؟1

ای آتش...!

ای اتش!اینک با تو هستم .اینان به خدا و پیامبر معتقد نیستند تاحرمت عزیزان وحی را پاس بدارند!

تو مسوزان عزیزان خانه را! اینان داغ دیده اند. تازه عزیز خود پیامبر صلی الله علیه وآله را از دست داده اند. بگذار با غم خود بسوزند. تو بر سوز آنان مَیَفزا.

اهل خانه در محاصره اند .

هجوم مردم !

هجوم آتش! هجوم دود!

هجوم فریاد!

بچه ها وحشت می کنند. اینفدر زبانه مکش!

مادر را ومحسن را –که پشت در هستند –مواظب باش!

از عرش، این خانه راتمی نگرند! اینجا جای آتش نیست!

بوی دود ... شعله ی آتش!

خدایا بوی دود می آید ! شعله های آتش را می بینم که بر در خانه گرفته ونیمی از آن را سوزانده و همچنان بالا می رود.

خدئا کند اهل خانه بیرون رفته باشند.

خدا کند کسی پشت در نباشد .

خدا کند زود از شعله ی آتش با خبر شوند و بچه ها را نجات دهند.

ای کاش می توانستم فریاد بزنم و اهل خانه رات خبر کنم تا پناهی بگیرند.


منبع کتاب حضرت محسن علیه السلام نوشته ی محمد باقر انصاری

نقل از وبلاگ طلایه داران http://www.255.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/01/27ساعت 5:9 PM  توسط منتظر  | 

خيمه حسين كجا بر پاست :

"حسين" زيباترين نامي است كه در شناسنامه بشر نوشته اند،‌در پهن دشت آفرينش انسان، سه پرده نمايش جاودانه از اسرار خلقت تصوير كرده اند:

1-  عصيان آدم در بهشت و هبوط او در طبيعت خاكي كه آغاز كارزار هماره تاريخي هابيل و قابيل است.

2-  بعثت انسان و ختم رسالت كه مدرسه معراج دوباره آدمي است.

3-  "عاشورا"...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/14ساعت 11:49 AM  توسط منتظر  | 

میلاد کریم اهل بیت

 ماه مهمانی خدا به نیمه رسیده است؛ ماهی که فرشتگان دسته دسته بین زمین و آسمان در رفت و آمدند و هاله های نور اهل ایمان رابالا می برند و هوا عطرآگین بال آنهاست.

 ناگهان صدای هلهله ای به گوش می رسد. صدای تصبیح؛صداي شور و نشاط عرشيان. نوري متولد مي شود كه از عرش تا فرش را مي گسترد و جلوه حضور اين نور آسماني، در خاندان وحي رخ مي نمايد.

 آري امشب خانه علي(ع) و فاطمه(س) غرق در شادي تولد نستين فرزند است. امشب تجلي حسن ازلي است كه در چهره دلگشاي چهارمين معصوم، حسن بن علي(ع) نمايان مي شود و با آمدنش، جان ها را صفايي ديگر مي بخشد.

                         مقدمش مبارك

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03ساعت 8:4 PM  توسط منتظر  | 

جشن تولد بدون صاحب تولد

 وقتي جشن تولدي بر پا مي شود هر كسي وارد خانه شود اول سراغ كسي را مي گيرد كه تولد اوست صاحب تولد به همه خوش آمد مي گويد. راستي ما 1170 سال و اندي چطور عادت كرده ايم فقط يك تولد، بدون صاحب تولد برگزار كنيم و بدون اين كه بفهميم دغدغه و رضايت او چيست.

 اين همه سال نه خواستيم و نه همت كرديم سراغي از صاحب تولد بگيريم شايد براي ما اهميت نداشت يا شايد نبودنش براي ما عادت شده بوده است راستش خوب كه نگاه مي كنيم گويا اصلا نيازي در وجودمان  به وجود نيامده كه پاسخي وجود داشته باشد.

 حالا بگو نيازي ديده نازي در گرفته ... نه اين خبرها هم نيست نه نيازي است و نه نازي!

 اصلا تا حالا فكر كرده اي چرا جمعيت ميليوني روز نيمه شعبان در جمكران جمع مي شوند و باز هم صاحب تولد حجاب از رخ بر نمي گيرد ... كه مرحوم آغاسي مي گويد:

                           شايد اين جمعه بيايد شايد       پرده از چهره گشايد شايد

 يعني اين جمعيت ميليوني تشنه نيستند تا آبي نازل شود...

 يا نكند صاحب تولد روز تولدش گوشه اي در بياباني، جنگلي، دريايي يا صحرايي و ... جايي يافته و آرام آرام گريه مي كند

 آخر شمع هاي زياد كيك تولدش را طوفان هم نمي تواند خاموش كند كه هر شمع يك داغ است و يك درد

 قصه غفلت ما و قهر ما با آقا قصه غصه هاست...

 قصه نيمه شعبان هاي مكرر و نبود آقا دردي از دردهاي عاشقي است اين حرف ها را تا عاشق نباشي نمي فهمي.

 عاشق وقتي بي تاب معشوق مي شود وقتي از هر فرصتي براي ديدار استفاده مي كند وقتي هر بهانه اي، هر بويي، هر صدايي، هر نفسي او را به سمت معشوق مي كشد.

 وقتي دنبال يك آشناست تا احوال معشوق را از او جويا شود.

 خيلي بي قرار است.

 بايد جاي يك عاشق باشي تا بفهمي نيمه شعبان بي مولا تولد نيست

 قصه غربت و غمي است كه اشك هاي بي پايان آقا را تفسير مي كند

 گواه غربتي است كه نبود امام  را فرياد مي كند... .

 اول و آخر اين قصه درد است و غم و تا نيايد اين غم عاشقان را مي سوزاند.

 اين ها را گفتم كه روز نيمه شعبان اگر باز هم جشن ميلادي بدون ظهور آقا گرفتي؛ اگر كامت را با شيريني و شربت شيرين كردي به چشم هايت بگويي بر اين شيريني خون ببارند ...

 بياييد ما ديكر جشن تولد را براي صاحب تولد غمگين تر نكنيم ... . كمي به دغدغه ها و غصه هاي او فكر كنيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/05ساعت 9:17 AM  توسط منتظر  | 

داستان تحول كنيز در زندان

هارون الرشيد،براي فريب دادن يا تحقير كردن امام موسي كاظم(ع) كنيزي زيبا را به بهانه خدمتكاري نزد ايشان فرستاد و از طرفي غلامي را گمارد كه مراقب كنيز باشد. وقتي كنيز را به محضر آن حضرت بردند، ايشان فرمودند:

‍" نيازي به كنيز ندارم "

هارون الرشيد از اين رفتار امام ناراحت شد و گفت:"ما با اجازه او، وي را زنداني نكرده ايم تا كنيز را نيز با اجازه ي او به آنجا بفرستيم." پس دوباره دستور داد كنيز را به زندان برگردانند. مدتي گذشت. غلام، گزارش داد كنيز نيز به سجده افتاده و پيوسته در سجده مي گويد:"قدوس، قدوس، سبحانك، سبحانك، سبحانك."

هارون گفت:موسي بن جعفروي را سحر كرده است! او را با سرعت نزد من آوريد. وقتي كنيز را نزد او بردند، همه ديدند كه او از خوف خدا مي لرزيد و مرتب به آسمان نگاه مي كرد؛ آن گاه مشغول نماز شد. هارون پرسيد: چرا چنين مي كني، اين چه حالي است كه در پيش گرفته اي؟

كنيز گفت: من داستان بسيار عجيبي دارم و آن اين است كه وقتي محضر امام كاظم (ع) شرفياب شدم، او مرتب مشغول نماز و دعا بود. سرانجام به وي عرض كردم: اي مولا وسيد من! آيا كاري داريد كه من آن را انجام دهم؟فرمود: من با تو كاري ندارم. عرض كردم: مامور به خدمت شما شده ام.

فرمودند: "اين ها چه بد فكر مي كنند."

ناگهان متوجه باغ بزرگي شدم كه ابتدا و انتهاي آن پاياني نداشت؛ اين باغ با فرشهاي زيبا و پر ارزش مفروش شده بود و كنيزان و حورياني زيبا در آن صف كشيده بودند و در دست هاي خود ظرف هاي آب و تشت براي شستن دستهاي آن حضرت آماده كرده بودند، از آن به بعد به سجده افتادم تا لحظه اي كه غلام به بالين من آمد. هارون گفت: شايد اين قضايا را در خواب ديده اي؟ كنيز گفت: به خدا قسم همه ي اين ها را قبل از اينكه به سجده روم با چشمان خود ديدم و سجده ام براي سپاس از آنها بود.

هارون دستور داد از او مراقبت كنند كه اين حرف ها را به كسي نگويد. آن كنيز دوباره به سجده افتاد و مشغول نماز شد و تا پايان عمر هميشه كارش اين بود و مرتب مي گفت:عبد صالح نيز چنين مي كرد و من در عالم واقعي ديدم كه آن كنيزان مرا خطاب كردند كه از حظور امام كاظم (ع) دور شوم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/16ساعت 9:33 PM  توسط منتظر  | 

خلوت عاشق

در مناجاتی که حضرت موسی با خداوند داشت، خداوند به او چنین خطاب کرد: ((ای پسر عمران! دروغ می گوید آنکس که گمان میکند مرا دوست می دارد در حالی که چون شب فرا می رسد، از من چشم می پوشد و به خواب می رود. آیا مگر چنین نیست که هر عاشقی دوست دارد با معشوقش خلوت کند؟

 ای پسرعمران در دل شب های تار از دلت خشوع و از تنت خضوع و از دیدگانت قطرات اشک نثار من کن و مرا بخوان که مرا به خودت نزدیک و اجابت کننده خواهی یافت.))

 معاویه بن عمار دهنی از امام صادق(ع) نقل کرده است: ((نماز شب چهره را زیبا اخلاق را نیکو، بوی بدن را خوش، روزی را فراوان، بدهی ها را ادا، غصه و اندوه را برطرف و قدرت بینایی را افزون می کند))

 مردی نزد امیر مومنان آمد و عرض کرد من از نماز شب محروم شده ام ، علی فرمود: (( تو کسی هستی که گناهانت تو را به بند کشیده است.))

 پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

(( بهترین شما کسانی هستند که در سخن گفتن مودبند، گرسنگان را سیر می کنند و در شب آن هنگام که مردم در خوابند نماز می خوانند.))

 امام صادق(ع) می فرماید:

((کسی که در نماز وتر هفتاد بار بگوید «استغفر الله و اسئله و التوبه» و تا یک سال بر این عمل مداومت کند خداوند او را جزء استغفار کنندگان در سحر قرار میدهد و حتما او را مشمول عفو خود می سازد))

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/23ساعت 5:6 PM  توسط منتظر  | 

قفسم را مي گذاري در بهشت

                            

قفسم را مي گذاري در بهشت ((اي مردم همانا درهاي بهشت در اين ماه باز است؛ پيامبر اكرم ))،تا بوي عطر مبهم دور دستي مستم كند؛ تا تنم را به ديوارها بكوبم؛ تا تن كبودم درد بگيرد؛ و درد نردباني است كه ان سويش تو ايستاده اي براي در آغوش كشيدنم؛ اما من آدم متوسطي هستم و بيش از آن چه بايد، خودم را درگير نمي كنم؛ با هيچ چيز. در بهشت هم حسرتم را فقط آه مي كشم. تن نمي كوبم به ديوارها كه درد، مرا به تو برساند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت 10:46 AM  توسط منتظر  | 

          

دوباره همه از تو مي گويند و مي شنوند؛
شيريني نام تو و شهدِ يادت به كامها مي نشيند؛
دوباره طاقها براي نصرتِ تو قد علم مي كنند؛
كاغذهاي رنگي به شاد باش تو در باد مي رقصند؛
دوباره همة ديوارهاي شهر با سرانگشتانِ احساس چراغان مي شود.
اما … كاش گفتن و شنودن از تو سهم همة ثانيه ها باشد و يادآوريت همة دقايق را پر كند و خدمت به تو انگيزة همة حركتها شود! كاش سينه مان صندوق صدقهاي شود و قلبمان سكه‌اي نذر سلامتت! كاش دردمان هميشه با توسل به تو آرام گيرد و دستمان جز به دعا براي تو به آسمان نرود،
كاش انتظار تو زنگي باشد كه از نافرمانيت بازمان دارد!
كاش حال و هواي هميشة دلمان به رنگ نيمة شعبان باشد…

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/16ساعت 10:53 PM  توسط منتظر  | 

                     عيدتون مبارك

يه سري عكس به مناسبت اين عيد بزرگ گذاشتم ميتونيد توي ادامه مطلب ببينيد

                                                       نظر يادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/15ساعت 10:56 PM  توسط منتظر  | 

اعیاد شعبانیه مبارک

 

حلول ماه شعبان همراه با اعیاد شعبانیه بر عاشقان سیر الی الله مبارک باد

"""فرارسیدن اعیاد شعبانیه مبارک باد""" 

 

 

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیت الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

ای كه هزار، هزار شمع در انتظار یك نگاه تو سوختند . شوری است عشق تو و دلنشین غمی است به انتظار قدم‌‌هایت زیستن، بدان كه مصراع زندگیم با قافیه تو پایان خواهد یافت. بیا كه اگر تو بیایی تمامی شب‌های یلدای غم سپیده صبح را مهمان همیشگی دلم خواهد كرد... نمی‌دانم آیا دل كوچكم تا ظهور تو در تكاپو است یا تا غروب آرزوهایش چیزی نمانده.... اما ... غمگین‌ام و می‌ترسم كه دلم از جنب و جوش بیافتد و تو نیایی.... افسوس، من و كلمات مجنونم شاید روز آمدنت را نبینیم من به همه كسانی كه آن روز تو را می‌بینند و در دو سوی خیابان‌ها قلبهای سبزشان را به تو هدیه می‌دهند، حسودیم می‌شود  .......

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/05ساعت 8:25 PM  توسط منتظر  | 

شخصي خدمت حضرت امام صادق (ع) رسيد و عرض كرد: براي ماه رجب به من دعايي ياد بدهيد كه خداوند متعال مرا به آن نفع ببخشد. حضرت فرمودند: اين دعا را هر روز از ماه رجب بعد از نمازهاي يوميه بخوان:

 

اي كسي كه در هر امر خيري به تو اميد دارم

و در امان هستم از هر نوع شر و بدي ناشي از خشم و غضب تو

اي آن كه در مقابل اعمال اندك و ناچيز ما، پاداش بسيار عطا مي نمايي

اي كسي كه به هر نيازمند و حاجت مندي عطا مي كني

اي كه عطا مي كني به كسي كه تو را نمي خواند و از تو چيزي نمي خواهد و تو را نمي شناسد كه صاحب مهر و عطوفت و رحمت هستي

عطا كن به من در مقابل خواهش و خواسته ام همه خير دنيا و همه خير آخرت را

و دور كن از من بنا برخواسته و خواهشم جميع شر و بدي دنيا و شر و بدي آخرت را، زيرا هر چقدر تو عطا كني (از خزانه فضل و كرمت) كم نمي شود

و بيفزا براي من از فضل و بخشش

اي صاحب جاه و جلال و اكرام

اي صاحب نعمتها و جود و بخشش

اي كسي كه بر ما منت مي گذاري و (حاجات ما را برآورده مي سازي) و اي بلند مرتبه سخاوتمند، آتش جهنم را بر موي سفيد من حرام گردان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/21ساعت 8:58 PM  توسط منتظر  | 

پيامبر رحمت و مهرباني

 

در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 5:25 PM  توسط منتظر  |