ای به پا کننده ی ...آتش!
می دانی پشت این در چه کسی آمده است؟! جمعیتی که همراه آورده ای باعث وحشت بانویی می شود که محسن علیه السلام همراه اوست!
به همراهانت بگو ساکت باشند که ناموس خدا در خانه است ،و عزیزان پیامبر صلی الله علیه وآله کنار اویند!
هیزم آورده اید!اینجا کجاست؟چرا آ«ها را کنار دیوار خانه می چینید؟
سکوت علی علیه السلام اینچنین آتش غصب شمارا بر افروخته است!
شعله های سوزان قلب سوخته ی علی وزهرا علیه السلام –که در این خانه اهند –برای گدازشان کم بود،که از بیرون نیز آتش می افروزید؟1
ای آتش...!
ای اتش!اینک با تو هستم .اینان به خدا و پیامبر معتقد نیستند تاحرمت عزیزان وحی را پاس بدارند!
تو مسوزان عزیزان خانه را! اینان داغ دیده اند. تازه عزیز خود پیامبر صلی الله علیه وآله را از دست داده اند. بگذار با غم خود بسوزند. تو بر سوز آنان مَیَفزا.
اهل خانه در محاصره اند .
هجوم مردم !
هجوم آتش! هجوم دود!
هجوم فریاد!
بچه ها وحشت می کنند. اینفدر زبانه مکش!
مادر را ومحسن را –که پشت در هستند –مواظب باش!
از عرش، این خانه راتمی نگرند! اینجا جای آتش نیست!
بوی دود ... شعله ی آتش!
خدایا بوی دود می آید ! شعله های آتش را می بینم که بر در خانه گرفته ونیمی از آن را سوزانده و همچنان بالا می رود.
خدئا کند اهل خانه بیرون رفته باشند.
خدا کند کسی پشت در نباشد .
خدا کند زود از شعله ی آتش با خبر شوند و بچه ها را نجات دهند.
ای کاش می توانستم فریاد بزنم و اهل خانه رات خبر کنم تا پناهی بگیرند.
منبع کتاب حضرت محسن علیه السلام نوشته ی محمد باقر انصاری
نقل از وبلاگ طلایه داران http://www.255.blogfa.com/






